قالب وبلاگ


تدبیر
 

انواع مدیریت

 بسیاری از آنچه که آن را مدیریت می نامیم، چیزهایی است که کار را برای مردم دشوار می کند.

                                                                                                                        پیتر دراکر

 هیچ دو شیوه ای از مدیریت کاملاً شبیه به هم نیستند و یا کاملاً با هم متفاوت هم نیستند. اما تنوع شیوه های مدیریت بی نهایت است اگرچه تنوع رنگ ها بی نهایت است، اما همه آنها از سه رنگ اصلی منشاء می گیرند. تنوع شیوه های مدیریتی نیز از سه نوع اصلی حاصل می شوند اگرچه در هر سازمانی یکی از انوع اصلی مدیریت غلبه دارد اما سایر انواع هم کم و بیش نمایان می شوند. به علاوه مدیران اغلب در شرایط مختلف، رفتاری منطبق با انواع مختلف مدیریت را از خود بروز می دهند.

سه نوع اصلی مدیریت سنتی از تلقی نسبت به زمان و نسبت به تغییر مایه می گیرند. در طبقه بندی انواع مختلف مدیریت سنتی، زمان متغیر بسیار مهمی است زیرا که خود به سه مقوله بسیار شناخته شده تقسیم می شود : گذشته، حال و آینده (راسل.ال.ایکاف/1382)

انواع اصلی مدیریت سنتی

نوع مدیریت

تلقی نسبت به

گذشته

حال

آینده

تغییر

گذشته گرا

+

-

-

بازگشت

حال گرا

-

+

-

پیشگیری

آینده گرا

-

-

+

تسریع

 مدیریت گذشته گرا (Reactive management )

مدیریت گذشته گرا از وضعیت حال و آینده ناخرسند است، گذشته را به عنوان هدف مطلوب در نظر می گیرد و در برخورد با مسایل و تعیین برنامه های خود می کوشد که به گذشته مطلوب خویش باز گردد. (جدول انواع اصلی مدیریت سنتی)

برخورد گذشته گرا به مسایل آن است که در ابتدا کوشش شود تا دلایل و یا ریشه های مساله مشخص شوند. آنگاه سعی شود که مساله منتفی یا سرکوب شود. این کار در صورت موفقیت، تغییراتی را که موجب بروز مساله شده اند منتفی کرده و سیستم را به وضعیتی که قبل از بروز مساله وجود داشته باز میگرداند. به عنوان مثال جامعه ما از اعتیاد به مواد مخدر رنج می برد. چند سال پیش خرید، فروش و مصرف مواد مخدر ممنوع گردید. علت اصلی مسئله مواد مخدر تشخیص داده شد ولی عملاً دیدیم که این قانون موفق نشد زیرا تولید غیر مجاز بیشتر و دسترسی را آسان تر نمود. سازمان هایی که در آن ها مدیریت گذشته گرا غالب است، تمایل دارند که آشناترین و قدیمی ترین و باثبات ترین الگویی را که از سازمان می شناسند، یعنی الگوی خانواده را در سازمان های خود به کار بگیرند. آنها رویای آن را دارند که سازمانشان را به یک خانواده بزرگ خوشبخت تبدیل کنند. رییس سازمان همچون پدر تلقی می شود که همه چیز را بهتر می داند و برای توجیه بسیاری از کارها نظر او (پیرمرد) تعیین کننده است. هر قدر رییس (که البته خیلی اوقات یک زن نیست) مسن تر باشد، تجربیات بیشتری دارد و لابد بهتر از هر کس دیگری می تواند مسایل را حل کند.

سازمان های گذشته گرا بر اساس سلسله مراتب فرد سالارانه عمل می کنند. هیچ عملی و از جمله برنامه ریزی بدون تایید صریح و یا ضمنی «پیرمرد» ممکن نیست. زمانی که تصمیم بگیرد برای سازمان برنامه ای تهیه شود معمولاً «بزرگترین پسران» را که مستقیماً با او در ارتباط هستند صدا می کند و به آن ها چنین می گوید: «پسرها ! می خواهم که تا پایان امسال یک برنامه پنج ساله برای شرکت داشته باشیم، یعنی اینکه از هر کدام از شما یک برنامه بخشی
می خواهم که باید ظرف یازده ماه تهیه کنید و برای من هم فرصتی قائل شوید که آنها را ارزیابی و تلفیق کنم تا بشود یک برنامه جامعه. همه چیز روشن است؟» آنها می گویند «بله قربان» پاشنه ها را به نشانه احترام به هم می کوبند ، تعظیم می کنند و از اتاق خارج می شوند تا پسران جوانتر را که لایه بعدی سازمان هستند صدا کنند. معمولاً به آنها چنین می گویند: «بچه ها! پیرمرد می خواهد که تا پایان امسال یک برنامه پنج ساله داشته باشد. معنای حرف آن است که من باید ظرف یازده ماه یک برنامه بخشی به او بدهم. بنابراین شما باید برنامه های قسمت خودتان را ظرف ده ماه به من بدهید تا من بتوانم آنها را ارزیابی و تلفیق کنم و یک برنامه بخشی تهیه کنم. همه چیز روشن است؟» آن ها هم می گویند بلی، پاشنه هایشان را به هم می کوبند، تعظیم می کنند و می روند تا زیردستان خودشان را صدا کنند. این مراتب ادامه پیدا می کند تا موضوع به جورج که پایین ترین رده را در سلسله مراتب سازمان دارد ارجاع شود. او معمولاً سرکارگر و یا سرپرست یک واحد است. رییس مستقیمش به او می گوید که باید برنامه ای برای گروهش تهیه کند و آن را طوری به بالا دست برساند که وقت کافی برای سر هم کردن برنامه ها را داشته باشد. و ....

در حدود 25% از برنامه سازمان ها و بیش از 50% از برنامه دولت ها که من دیده ام از این
گونه اند. تعداد بسیار کمی از این برنامه ها کاملاً پیاده شده اند و جای خوشبختی است که چنین است، چون بسیاری از این برنامه ها در صورت اجرا، سازمان هایشان را نابود می کردند. بلی نابود می کردند چون دو ایراد جدی در این گونه برنامه ریزی ها وجود دارد:

1-   همه آنها در جهت خلاصی از وضعیتی نامطلوب تنظیم شده اند. متاسفانه وقتی که انسان از دست چیزی خلاص می شود آنچه را که برایش مطلوب است به دست نمی آورد بلکه چیزی کمتر از مطلوبش نصیبش می شود. (ممنوعیت مواد مخدر را به یاد آورید) مدیریت اثربخش باید به سوی آنچه که می خواهد سمت گیری کند، نه در جهت خلاصی از آنچه که نمی خواهد.

2-    آنکه هر نقص خود جزیی است از یک سیستم متعامل نقص ها

 سازمان های گذشته نگر ، چه در زمانهای گذشته و چه امروز مثل قطارهایی هستند کهاز آخرین واگن عقبی آنها هدایت شوند: مدیران، این گونه سازمان ها اطلاعات خوبی نسبت به اینکه کجا بوده اند دارند، اما در مورد اینکه به کجا دارند می روند چیزی نمی دانند. آنها عقب عقب، رو به جلو می روند.

 نمودار برنامه ریزی گذشته گرا

  

مدیریت حال گرا (inactive management )

 بر خلاف مدیران گذشته گرا، مدیران حال گرا از وضع موجود راضی اند. می گویند وضع موجود بهترین نیست، اما به اندازه کافی خوب است. «کاری به کارش نداشته باش» ، «بگذار طبیعت کار خودش را بکند» ، «سری که درد نمی کند دستمال نبند» اینها تکیه کلامهای متداول حال گرایی است. هدف حال گرایان پیش گیری از تغییر است.

 

نمودار مدیریت حال گرا

 

 

 

حال گرایان معتقدند که اگر دست به ترکیب چیزی نزنی، اتفاقی هم نخواهد افتاد و همین خوب است. آنها می گویند: متاسفانه خیلی ها سعی می کنند اوضاع را بهتر کنند، اما تقریباً همیشه اوضاع را خرابتر کرده اند. بنابراین حال گرایان معمولاً برای بهتر شدن کارها دست به کاری
نمی زنند مگر اینکه ثبات و بقای سازمانشان مورد تهدید واقع شود. بنابراین حال گرایان باید راهی پیدا کنند تا انسان ها را سرگرم هیچ کنند. خوشبختانه برای آنها الگوهایی از سازمان هست که این کار را برایشان آسان می کند، و آن بوروکراسی است. بوروکراسی متشکل از انسانهایی است که گردهم سازماندهی شده اند تا برای خود کار بتراشند. کاری با هیچ حاصل مفید. معمولاً کار تراشیدن نبوغ زیادی را می طلبد، مثلاً کار تراشیدن برای متصدی آفتابه،
در یک سرویس بهداشتی بین راهی تعداد زیادی آفتابه پر آب گذاشته بودند و یک نفر آنجا نشسته بود فردی یکی از آفتابه ها را برداشت که به دستشویی برود مرد نشسته او را صدا زد و گفت: آقا آن آفتابه را برندار! پرسید : چرا؟ گفت: آن یکی را بردار، پس من اینجا چکاره هستم؟!

مدیریت حال گرا دنبال ثبات است، شرکت پیمکس (pemax ) یعنی شرکت ملی نفت مکزیک هفت برابر نیروی مورد نیازش را در استخدام دارد. بدون تردید این شرکت غیر سودده است.وقتی این موضوع را به وزیر مربوطه که پیمکس زیر نظرش بود گفتند، او گفت: کارکرد پیمکس سوددهی نیست بلکه کار تراشیدن و ایجاد اشتغال است. او معتقد بود که سودده کردن شرکت از طریق کاهش شمار کارکنان ، ثبات دولت را با مخاطره روبرو می کند. سازمان های
حال گرا به اقتدار مافوق خود وابسته اند و نه به رضایت مصرف کنندگان خدمات و محصولات خود. بنابراین خدمات و محصولاتشان هر روز بدتر و بدتر می شود و به طور کلی خود را در برابر کاربران و مشتریان پاسخگو نمی دانند.

 

مدیریت آینده گرا (preactive management )    

آینده از این نظر جالب است که هیچ کس آن را به یاد نمی آورد.         سید ضیاءالدین سردار

 آینده گرایان هر تصوری که نسبت به گذشته و حال داشته باشند، باورشان این است که آینده وضعیتی بهتر خواهد داشت. آنها برای رسیدن به آن آینده خیلی هیجان دارند و در نتیجه تمام کوشش خود را صرف شتاب بخشیدن به تحقق آن می کنند.

 نمودار برنامه ریزی آینده گرا

تفاوت بین گذشته گرایان ، حال گرایان و آینده گرایان با یک مثال فرضی آشکارتر می شود. کسی را مجسم کنید که در یک اقیانوس شنا می کند و به وسیله یک جریان قوی کشش زیر آب مرتباً از ساحل دورتر می شود. اگر این شخص گذشته گرا باشد، جهت خود را تغییر می دهد و در جهت مخالف به سوی ساحل دست و پا می زند. اگر او حال گرا باشد از موقعیت خود خرسند
می شود و سعی می کند که همان جا لنگر بیاندازد. امااگر شخص آینده گرا باشد هر کجا را که امواج او را ببرند دوست خواهد داشت و می کوشد که زودتر از بقیه به مقصدی که امواج تعیین می کنند برسد.

مدیران آینده گرا پیش بینی می کنند و آماده می شوند و اهداف خود را در آن جهت قرار
می دهند. برنامه آنها حداقل کردن تهدیدها و حداکثر کردن فرصت هاست. البته باید مراقب بود پیش بینی ها غلط نباشد. اگر پیش بینی ها غلط باشند دیگر مهم نیست چه مقدار آمادگی وجود دارد و با دشواری زیادی روبرو می شوند. به همین خاطر پیش بینی، یکی از مشغله های عمده مدیران آینده گرا و همکاران آنهاست. آنها نسبت به نرخ شتاب تغییرات بسیار حساسند و به همین دلیل تجربه را به عنوان یک معلم خوب و سر به دیوار خوردن را یک مدرسه خوب
نمی دانند. به نظر آنها تغییر، تجربه را منسوخ می کند. مانند اینکه اگر کسی سالها رانندگی اتومبیل کرده باشد، توانایی هدایت هواپیما و یا سفینه فضایی را به دست نخواهدآورد.

بنابراین نزد آنان آنچه که جایگزین تجربه می شود آماده بودن، علاقه مند بودن، توانایی آموختن و سازگاری پیدا کردن با تغییرات است.

این تفکر دو نتیجه دارد:

1-   سپردن کارهای اجرایی به جوانان: به خاطر اینکه جوانان انعطاف پذیری بیشتری دارند و در مقایسه با مسن ترها ذهنشان آمادگی بیشتری برای یادگیری دارد.

2-    تمایل به مدیریت تیمی: در این تفکر مدیران خود را بیشتر در نقش مربی می بینند تا یک دستور دهنده ها

 

مدیران آینده گرا سازمان های خود را مهیای واکنش سریع نسبت به تغییرات می کنند و بنابراین عدم تمرکز سازمانی را پیش می گیرند. آنها با استقلال عمل بیشتری رفتار می کنند اما البته در قالب برنامه ها و سیاست ها کلی شرکت.

 

مدیریت تعاملی (interactive management )

باید نبض تفکر و نیازهای آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشید و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشید؛ چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند.

                                                                                    امام خمینی (ره) 3/12/67

 

مدیریت تعاملی در پی آن است که امواج را به زیر کنترل خود درآورد (شنا در اقیانوس) این امری شدنی است. انسان توانایی غلبه بر امواج را دارد. این انسان بود که جهت رودخانه ها را تغییر داده است، رودها را جا به جا کرده است، اقیانوس ها را به جایی کشانده است که هرگز در آنجا نبوده اند (کانال سوئز، کانال پاناما) بنابراین هدف مدیریت و برنامه ریزی باید آفریدن هر چه بیشتر آینده باشد. این هدف ، نوع جدید مدیریت یعنی مدیریت تعاملی است. مدیریت تعاملی بر خلاف مدیریت های گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا خوبی یا بدی را تابعی از زمان
نمی داند و به این نمی اندیشد که زمان برای ما چه خوبی ها و بدیهایی دارد بلکه به این
می اندیشد که ما با زمان چه می کنیم؟ سرنوشت ما بیشتر در گرو کارهایی است که خود
می کنیم نه وقایعی که بر ما می رود.

منبع:

بازآفرینی سازمان/راسل.ال.ایکاف/ مترجمین:تقی ناصر شریعتی/دکتر اسماعیل مردانی گیوی/دکتر سیاوش مریدی/انتشارات سازمان مدیریت صنعتی 1384

 

[ دوازدهم خرداد 1389 ] [ 13:46 ] [ قاسم یزدان پناه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ